قفسهنوشت ۱۶: دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد؛ نوشتهٔ شهرام رحیمیان
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 13:02
یک رمان کوتاه یا یک داستان بلند که میشود یکنفس خواند. وقتی که تمامش کردم، با خودم گفتم نظرم در مورد این کتاب چیست؟ یاد این بخش از فیلم «شب یلدا»ی «کیومرث پوراحمد» با بازی «محمدرضا فروتن» افتادم: «زن بیحجاب نداریم. زن باحجابم نداریم. مرد بیغیرت نداریم. مرد باغیرتم نداریم. نوار مبتذل نداریم. ماهواره ن...
چهارده کتاب خوب از توشهٔ سال ۲۰۱۷
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 0:04
خورگی است دیگر. دست خودم نیست. هیچ وقت دست خودم نبوده. هر سفری رفتم، هر جایی از خرمشهر و قم و مشهد گرفته تا شیکاگو و بوستون و سانفرانسیسکو، اصلیترین کاری که کردهام سر زدن به کتابفروشیها بوده. این اواخر که شکر خدا دستم بیشتر از قبل به دهانم میرسیده، دیگر خون جلوی چشمم را گرفته و قفسهٔ کتاب قبلی را (ک...
قفسهنوشت ۱: راهآهن زیرزمینی، نوشتهٔ کالسن وایتهد
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 0:04
راهآهن زیرزمینی نوشتهٔ کالسون وایتهد، رمانی است که خیلی خوشاقبال بوده. هم در سال ۲۰۱۶ جایزهٔ پولیتزر را برده و هم در سال ۲۰۱۷ جایزهٔ کتاب ملی امریکا را. معمولاً در آمریکا، در سال اول کتاب را با جلد سخت و کاغذ باکیفیت و البته قیمت گران به بازار عرضه میکنند. بعد از خوابیدن تب کتاب، همان کتاب با جلد کا...
قفسهنوشت ۲: بازماندهٔ روز، نوشتهٔ کازو ایشیگورو
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 0:04
گاهی برخی داستانها طوری نوشته میشوند که انگار میخواهند رسالت واقعی ادبیات داستانی را به رخ خواننده بکشند. ادبیات داستانی حقیقت زندگی را از نمایی به انسان میتواند نشان بدهد که کمتر به آن فکر کرده است. مثالهای فراوانی در این مورد میتوان آورد، مثل نمایش پیچیدگیهای روانی انسان در داستانهای داستایوسکی، پ...
قفسهنوشت ۳: نفوس مرده، نوشتهٔ نیکولای گوگول
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 0:04
خیلیها، نیکولای گوگول را آغازگر سبک رئالیسم در داستاننویسی روسیه میدانند. او به پیشنهاد پوشکین، شاعر همعصر خود، تصمیم میگیرد طرح پیشنهادی پوشکین در مورد خرید نفوس مرده را به رمان بلند تبدیل کند. برای نوشتن جلد اول داستان به خارج از روسیه میرود تا با تمرکز این کتاب را بنویسد. بالغ بر هشت سال نوشتن جل...
قفسهنوشت ۴: پدران و پسران، ایوان تورگنیف
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 0:04
ایوان تورگنیف، همعصر داستایوسکی و تولستوی بوده است ولی هیچ گاه به اندازهٔ آنها مورد استقبال جامعهٔ ادبی روس قرار نگرفت. شاید دلیل اصلی این مسأله، جدا شدن از وطن و زندگی و منش غربی او باشد. در میان همهٔ آثار او، کتاب «پدران و پسران» هم در روسیه و هم در اروپا مورد استقبال فراوان قرار گرفت و آنطوری که ...
قفسهنوشت ۵: جین ایر، نوشتهٔ شارلوت برونته
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 0:04
آنا، امیلی و شارلوت برونته، دختران پاتریک برونته کشیش ایرلندی، جزء رازآمیزترین افراد در تاریخ ادبیات کلاسیک هستند. این سه خواهر، عمر طولانیای نداشتند. آنقدر زیبا نبودند که بتوانند ازدواج کنند (به غیر از شارلوت که بیشتر از بقیهٔ خواهرها عمر کرد و یک سال بعد از ازدواج دیرهنگامش مرد)، و مهمتر از همه، ا...
قفسهنوشت ۶: جادوهای داستان: چهار جستار داستاننویسی؛ نوشتهٔ حسین سناپور
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 0:04
از موقعی که غربتنشین شدهام، کتابهای ایران را از طریق کتابهایی که دانشگاه میآورد دنبال میکنم. تازگیها با پدیدهای مواجه شدهام که اسمش را فیالبداهه میگذارم کتابسازی. مثلاً نویسندهای خیلی معروف است، آن وقت چهار تا نوشتهٔ بیربطش را سر هم میکنند و به اسم کتاب به خورد ملت میدهند. مثلاً کتاب «تا سر زلف عروس...
قفسهنوشت ۷: انتظارات بزرگ؛ نوشتهٔ چارلز دیکنز
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 0:04
۰ این کتاب یک شاهکار است. اگر انگلیسی را خوب میفهمید، اصلش را بخوانید. ۱ وقتی که این کتاب در قرن نوزدهم منتشر شد، تبلیغش این جمله بود: «کتابی از چارلز دیکنز؛ کسی که از او انتظارات بزرگ داریم.» دیکنز یک نویسندهٔ عامهپسند ولی در عین حال کلاسیک و منتقدپسند است. به همین خاطر بعضی او را «استیفن کینگ» زما...
سیاهمشق ۴۹
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 13:06
اگر آغوش تو ای ماه به دریا نرسد قسمات میدهم امروز به فردا نرسد ترسم آن است نیایی و بخشکد دریا بوسهات بر لب این ساحل تنها نرسد جنگل سرخوش از سوسوی صدها شبتاب غرق غفلت بشود، نور به افرا نرسد تو بیا و قدمی بر سر باران بگذار حیف باشد که درختی به تماشا نرسد سیزده شب همه ماه از پی ماه آمده است به یقین آمد...
سیاهمشق ۵۰
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 13:06
چه کوچهها که خاطرات رفتنم به یادشان نمانده است چه واژهها سروده و به بادهای خاطرات رفتهام سپرده شد گدارهای پشت سر مسیرهای رو به رو هزار دام آرزو و پای رفتنی که مانده در میان باتلاق زیستن چه فایده گریستن که غرق میکند مرا و بودن مرا در این عمیق نیستی چه فایده، چه فایده، گریستن xa0۲۵ می ۲۰۱۷
شرابههای سفر ۱۴: تقلب علمی
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 8:38
اولین کارآموزیای که رفتم سال اول دکتری در کالیفرنیا بود. شاید پرثمرترین کارآموزی من با پیادهسازی یک نرمافزار تشخیص عبارات اضافی در جملات گفتاری (مثل تبدیل «علی به بازار، آه، به مدرسه رفت» به «علی به مدرسه رفت.».) همان اواسط کارآموزی یک مقاله کوتاه نوشتیم و فرستادیم و قبول شد. بعد از آن کمی تغییر
شرابههای سفر ۱۳: شوخی بینهایت
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 13:46
۱- با استاد راهنمایم ساعت هشت صبح جلسه دارم. از وقتی که برای فرصت مطالعاتی طولانی رفته به گوگل، چارهای جز این نیست که یا اول صبح یا دم غروب جلسه داشته باشیم. همراهش یک کتاب قطور است. یک کتاب ششصد صفحهای که از قضا جزء پرفروشترین کتابهای سال بوده. موضوع کتاب، تاریخچهای از مطالعات در مورد ژن و ژ
همسفر شراب (سفرنامهٔ نیویورک) - فصل ۳۸
-
تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 7:48
یادآوری اگر یادتان باشد، آمده بودیم لمبارد حومهٔ شهر شیکاگو برای همایش سالانهٔ «گروه مسلمانان (بخوانید شیعیان) امریکا و کانادا». این شده فصل سوم قصهٔ ما که البته انگار قرار است به چهارمین قسمت هم برسد. ادامه مطلب
علی
-
تاریخ: 1395/11/1 ساعت: 12:45
به دنیا آمدی دنیا چه شیرین شد برای ما چه زیبا هدیهای هستی تو از سمت خدای ما کنار رود تنها شهر ابری چارم آذر به بیداری رسیدی و شنیدی لایلای ما تو را در مهربانیهای مادر دوستتر دارم تو را و چشمهای روشنت را در سرای ما چه زیبا گریه کردی تو به حال مردم دنیا چه اشکی آمد از شادی به چشم آشنای ما بیا تا گوشها...
شرابههای سفر ۱۲: این امت خداجو
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 23:20
امروز (سهشنبه ۸ نوامبر الحرام) بعد از نماز صبح حدود ساعت شش صبح، از پنجره دیدم امت خداجو را که در حیاطمان صف کشیده بودند برای رأی دادن (اتاق اجتماعات ساختمان ما یکی از محلهای رأیگیری است). عکس از محلهٔ Riverdale منطقهٔ Bronx شهر نیویورک.
سیاهمشق ۴۸
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 23:20
چلهٔ عزا به سر آمد، چلهٔ پیاده رفتن شد موقع شکست حصر آمد، نوبت رهایی از تن شد راه خسروی چه شیرین شد، رد شدن ز مرز خواهشها موقع زیارتی دیگر، وقت ترک مام میهن شد اربعین برای بعضیها، سرگذشت کهنهٔ تقویم از برای عاشقان اما، علت اصیلِ بودن شد ای عجب که ماندهایم اینجا، در حصار تنگ این دنیا دیگران که پر کشی...
سیاهمشق ۴۶
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 23:01
این رود که میرود آرام تا خواب سرد نیاگارا را xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0رؤیای مرز جنون و سراب xa0را واگو کند برای منهتن xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0- این خفتهٔ بیدار- و این قطار که میرود ناآرام تا اضطراب شهر را حجم شلوغ رنگهای آتشی که مانده از او نعش خاکستر آرام...
شرابههای سفر ۱۰: بعد از مناظره
-
تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 22:43
یادم هست وقتی در مناظرههای انتخابات ایران بحث رو کردن گندکاریهای قبلی شد، خیلیها از این کار منزجر شدند و معتقد بودند این کار تنها به دوقطبی کردن کشور و آشوبزایی کمک میکند و بس. حالا این منم که برای اولین بار دارم مناظرههای انتخاباتی امریکا را به صورت زنده میبینم. جایی که هر کسی میخواهد ثابت کند که ط...
شرابههای سفر ۱۱: خرید خانه و بانک
-
تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 22:43
میخواهد خانهاش را بفروشد. میپرسم هنوز زیر قرض بانک است؟ میگوید بله. کنجکاو میشوم در مورد نرخ سود بانکها. میگوید خیلی ساده است. قرار بوده ۲۰ سال و هر ماهی ۲۵۰۰ دلار بدهیم برای خانهای که ۲۵۰ هزار دلار میارزد. حالا ۱۶ سال گذشته. یعنی آخرش میشود ششصد هزار دلار برای خانهٔ ۲۵۰ هزار دلاری. برای کشوری که نر...